اعتماد به نفس

اولین قدم در تربیت انسانی متکی به نفس جدا کردن به موقع محل خواب کودک تا پیش از شش ماهگی و آموزش توانایی خوابیدن بتنهایی به اوست . باید بدانید که تغییر عادات در کودک هیچگاه راحت نیست و همراه با مدتی بیقراری و گریه خواهد بود . دیدن مادرانی که تحمل گریه کودک را ندارند هیچگاه عجیب نیست اما آنچه عجیب است زیاد شدن تعداد پدرانی است که در پی گریه کودک مضطرب و بیقرار میشوند. مهربان و نازک دل بودن بد نیست اما مشکل اینست که پدر برای کودک باید برای سالها نقش پشتیبانی مستحکم را ایفا کند ولی اگر به همین ترتیب پیش بروید در سنین بالاتر ممکن است کودک به این نقشتان شک کند. 

قدم دوم احترام به استقلال طلبی کودک است که از حدود یکسالگی شروع میشود. بیش از حد امر و نهی نکنید ، خانه را طیق اصولی که حدود هشت ماهگی گفته ام امن کنید و از دور کودک را کنترل کنید.بیش از حد به او نزدیک نشوید و بیش از حد نگران جلوه نکنید. اگر در برابر تعویض پوشک یا حمام مقاومت میکند وارد درگیری با وی نشوید. از ۱۴ ماهگی دوست دارند همه چیز را لمس کنند تا جزییات آن را بخاطر بسپرند پس لازم نیست مرتب به او بگویید «دست نزن». می توانید یک جفت از چند شیء مثلا مداد ، سنباده  یا هر چیز دیگری را آورده یکی را در یک  نایلکس خرید انداخته دیگری را بستش بدهید تا لمس کند و بعد از داخل نایلکس جفت آنرا پیدا کند.

قدم سوم آموزش دیسیپلین است که از ۱۸ ماهگی تا دوسالگی شروع میشود. یعنی کودک متوجه شود چه رفتارهایی با واکنش مثبت و تشوبیق شما مواجه خواهد شد و چه کارهایی منجر به جریمه میشود.کلیات آن معمولا توسط من در ویزیتهای دوره ای گفته میشود ولی برای آگاهی و آموزش تفصیلی روش تربیت کودک میتوانید با روانشناس کلینیک مشاوره داشته باشید . 

یادگیری: کودک با آزمون و خطا یاد میگیرد پس وقتی با کار جدیدی درگیر است – مثلا لباس درآوردن – فورا دخالت نکنید تا برایش انجام دهید .صبر کنید اگرحسابی کلافه شد آنگاه در انجام قسمتی از آن کار کمکش کنید.

ارتباط با فرزند:برای هرگونه تاثیر گذاری فرهنگی تربیتی روی کودک لازم است ارتباط عاطفی مناسبی با وی برقرار کرده باشید . رابطه مناسب با فرزندتان را باید از سن کم بنا کنید ، اگر در ۴ سالگی نتوانید مطمئنا در ۱۵ سالگی نباید انتظار داشته باشید فرزند راجع به مسایلش با شما صحبت کند. ارتباط مناسب به معنی لوس کردن ، ناز کشیدن و به همه درخواستهای او پاسخ مثبت دادن نیست . بلکه در عین حفظ اقتداردر مواقع لزوم ، باید از فرصتها برای بازی کردن با کودک ، صحبت کردن با او ، گاهی درخواست همفکری کردن از او درباره مسایل روزمره و ترتیب دادن فعالیتهای شاد مشترک – مثلا درست کردن یک بادبادک و هوا کردن آن – استفاده کرد. هیچ وقت سوالات مستقیم و پی در پی نپرسید . مثلا این دوستت چه جور بچه ایه؟ باباش چیکاره است ؟ چه خبر بود تو مدرسه؟ و از این قبیل . بلکه فرصت مناسبی را انتخاب کنید و با شرکت دادن کودک در صحبت ، جواب سوالاتتان را غیر مستقیم از حرفهای کودک دریابید.